احمد توکلی
نماینده مجلس شورای اسلامی
در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم
حوزه انتخاباتی تهران و اسلامشهر و شمیرانات
وزیر کار و امور اجتماعی
مشغول به کار
۱۳۶۰ – ۱۳۶۴
رئیس‌جمهور میرحسین موسوی
قبلی محمد میرمحمد صادقی
بعدی ابوالقاسم سرحدی‌زاده
نماینده مجلس شورای اسلامی
در دوره اول
حوزه انتخاباتی بهشهر
اطلاعات شخصی
تولد ۱۳۳۰
بهشهر، مازندران
ملیت Flag of Iran.svg ایران
احزاب سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی
مادر علمی دانشگاه ناتینگهام
پیشه ، سیاستمدار
دین اسلام شیعه
وبگاه www.alef.ir
علی لاریجانی (پسرِ دخترخاله)

 دکتر احمد توکلی / چهر ماندگار سیاسی / اقتصادی /علمی و قضایی ایران زمین / کانون حامیان احمد توکلی /


احمد توکلی (زادهٔ ۱۳۳۰ در بهشهر) سیاست‌مدار ایرانی، رئیس پیشینِ مرکز پژوهش‌های مجلس و نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی است.

وی سخنگوی دولت محمدعلی رجایی و |وزیر کار و امور اجتماعی مستعفی کابینه اول میر حسین موسوی بوده‌است.[۱] وی در دوره اول مجلس نماینده بهشهر و در دوره‌های هفتم و هشتم نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بوده‌است. توکلی از ابتدای دورهٔ هفتم تا اوایل دورهٔ نهم، ریاست مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشته‌است. وی در انتخابات ششم و هشتم ریاست جمهوری کاندیدا بود که در هر دو دوره رقیب اصلی کاندیداهای پیروز(هاشمی و خاتمی) محسوب می‌شد و در رتبه دوم قرار گرفت.[۱]

 

زندگینامه

احمد توکلی در سال ۱۳۳۰ در شهر بهشهر به دنیا آمد. نیای او تاجری اصفهانی بود که در اواخر حکومت تزاری با قفقاز و روسیه مراوده تجاری داشت و در پی تجارت به مازندران آمده بود که انقلاب بلشویکی درگرفت و وی که در پی این انقلاب ورشکست شده بود ساکن شمال شد.[۲] وی پسرِ دخترخاله‌ی ناتنی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی است [۳]. همسر وی دخترخاله برادران لاریجانی است.[۴]

تحصیلات

وی مدرک دکترای اقتصادش را در سال ۱۳۷۵ از دانشگاه ناتینگهام انگلستان و پس از طی دوره کارشناسی (مطابق قوانین آموزشی انگلستان) اخذ کرد.

توکلی استاد یار گروه علوم اقتصادی دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد.[۵].

در مهرماه سال ۱۳۹۰ مدارکی از نحوه پذیرش و بورس دکترای او توسط سایت‌های نزدیک به احمدی نژاد منتشر شد که نشانگر برخی تخلفات مالی، تحصیلی و اداری در این مورد بود. در این مدارک نشان داده شده‌است که او بدون مدرک کارشناسی ارشد اقدام به تحصیل در مقطع دکتری کرده‌است ومدرک دکتری وی معادل می‌باشد.[۶] البته ورود به مقطع دکترا از مقطع کارشناسی در سیستم آموزشی انگلیس مرسوم بوده و ایران تا سال ۲۰۱۰ مدارک دکترای اخذ شده پس از کارشناسی از دانشگاههای معتبر انگلیس را "معادل" ارزیابی نمی‌کرده‌است، بخصوص که برخی از این دانشگاهها دارای اعتبار بین المللی ویژه هستند. پاسخ‌های منتقدان دولت به ادعاها علیه توکلی نشان داد که این ادعاها از دقت کافی برخوردار نبوده و بعضا مدارک فرد همنام وی به جای توکلی منتشر شده‌است.[۷]

سوابق

او رئیس شهربانی، کمیته انقلاب اسلامی و  دادیار و دادستان انقلاب بهشهر بود [۸] در زمان مسئولیت او بهشهر به خاطر اجرای دقیق حکم قانون   معروف بود.[۹]

او در کابینه میر حسین موسوی وزیر کار و سخنگو بود. پس از استعفا از این سمت، او روزنامه رسالت را بنیانگذاری کرد و سپس به انگلستان رفت و در آنجا مدرک دکترای اقتصاد خود را گرفت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۷۶ روزنامه فردا را بنیانگذاری کرد که بعد از مدت کوتاهی بر اثر مشکلات مالی تعطیل شد.[۱]
۰] توکلی در مجلس اول از زادگاه خود به عنوان نماینده انتخاب شد و در مجالس هفتم و هشتم و نهم به عنوان نماینده اصولگرای تهران انتخاب شد.

کابینهٔ نخست میرحسین موسوی
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ پرورش آموزش وپرورش ۱۳ نژادحسینیان راه و ترابری
۲ مرتضی نبوی ارتباطات ۱۴ هاشمی‌طبا صنایع
۳ ری‌شهری اطلاعات ۱۵ بهزاد نبوی صنایع سنگین
۴ نمازی اقتصاد ۱۶ نجفی علوم
۵ ولایتی امور خارجه ۱۷ معادیخواه ارشاد
۶ عسگراولادی بازرگانی ۱۸ توکلی کار
۷ منافی بهداشت ۱۹ نیک روش، ناطق‌نوری کشور
۸ نامدار زنگنه جهاد سازندگی ۲۰ گنابادی مسکن‌
۹ سلامتی کشاورزی ۲۱ حسین نیلی معادن وفلزات
۱۰ اصغری دادگستری ۲۲ غرضی نفت
۱۱ رفیقدوست سپاه ۲۳ غفوری‌فرد نیرو
۱۲ سلیمی دفاع
معاونان نخست وزیری
ر. معاون معاونت ر. معاون معاونت
۱ آقازاده وزیرمشاور ۳ میرزاطاهری محیط زیست
۲ زنجانی برنامه وبودجه ۴ داوودی شمسی تربیت بدنی





وی دو دوره کاندیدای ریاست جمهوری شده که هر دوبار (به ترتیب پس از علی اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی) دوم شده‌است.

توکلی به عنوان رقیب هاشمی در انتخابات سال ۱۳۷۲ و در حالی که اکثر راستی‌ها از هاشمی رفسنجانی حمایت می‌کردند رقیب اصلی وی بود و تندترین انتقادات را به هاشمی انجام می‌داد. در انتخابات سال ۱۳۸۰ نیز زمانی که اکثر گروه‌های اصلی اصولگرایان در سکوت به‌سر می‌بردند توکلی رقیب اصلی و منتقد شدید سیاست‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خاتمی بود.[۱]

توکلی در انتخابات نهم ریاست جمهوری از کاندیداهای اولیه بود، اما به نفع قالیباف کنار رفت. توکلی نقل می‌کند که: "در ۵ تیر و دو روز پس از پیروزی آقای احمدی نژاد، در حالی‌که مؤکدا داوطلبی خود را برای ورود به کابینه رد کرده بودم، سه چهره برجسته اصول‌گرا را به آقای احمدی نژاد پیشنهاد کردم. وقتی آثار مثبت این کار را برشمردم، ایشان قبول کردند، اما احتمال پذیرش نمی‌دادند. پس از جلب رضایت آنان، آقای احمدی نژاد نیز استقبال کردند ولی بعداً پیغام آمد که: «من در کابینه ژنرال نمی‌خواهم». بنده هم پاسخ دادم: «دولت جای ژنرال‌هایی است که یک ژنرال ارشد آنها را هماهنگ می‌سازد».[۱]

وی هم اکنون مدیر مسئول وب‌گاه الف است.

دیدگاه‌های سیاسی

  • توکلی از چهره‌های مطرح اصولگرا است که همواره دید انتقادی نسبت به اصولگرایان داشته‌است. او از منتقدان سرسخت دولت در زمینه‌های مختلف و بالاخص حوزهٔ تخصصی اش اقتصاد بوده‌است. همچنین او اولین کسی[نیازمند منبع] بود که جعلی بودن مدرک علی کردان را در جلسه رای گیری مجلس گوشزد کرد. استعلام سایت الف از دانشگاه آکسفورد در مورد مدرک کردان و مشخص شدن عدم صحت آن نقطهٔ اصلی عزل کردان بود. در مراسم رای اعتماد کابینه دولت دهم، وی به عنوان مخالف به سخنرانی پرداخت. وی کامران دانشجو وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت علوم و برگزار کنندهٔ انتخابات دهم را متهم درجهٔ یک درگیری‌ها خواند.[نیازمند منبع]
  • توکلی از معدود سیاستمداران ایرانی است که همواره نسبت به حضور نیروهای سپاه پاسداران در امور عمرانی کشور در زمان صلح انتقاد داشته است و در اختیار داشتن منابع مالی عظیم در اختیار این گروه را عامل فساد و ضرر برای کشور معرفی کرده است. توکلی واگذاری شرکت مخابرات به سپاه پاسداران را از جمله این موارد می‌داند که علی‌رغم تلاش فراوان توکلی در جلوگیری از این واگذاری، این فروش انجام می‌شود. وی دیدگاه خود را اینگونه عنوان می‌کند:[۱۱]
    امروز، زمانی است که حاکمیت باید درباره حضور نظامیان در اقتصاد تصمیم قاطعانه بگیرد. اگر تصمیم درست گرفته نشود، افرادی که قدرت نظامی دارند، دارای قدرت اقتصادی هم می‌شوند و به آنجا می‌رسند که قدرت سیاسی را هم در دست بگیرند و این روند با مردمسالاری سازگار نیست؛ با مشی امام و رهبری هم سازگار نیست.

جستارهای وابسته

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1392ساعت 16:16  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
روز دانشجوی امسال یک جلسه تاریخ خوانی بگذاریم و از دانشجویانمان بپرسیم که دانشجویان دانشکده فنی تهران ۱۶آذر۳۲ برای به کرسی نشاندن حقانیت یک حزب سیاسی شهید شدند یا خواستند در برابر کسی که عقیده مشترک ملتشان را تهدید می کرد ایستادگی کنند.
 

از دو روز قبل، زمانی که ارتشبد زاهدی خبر تجدید رابطه با انگلیس را اعلام کرد. بازار و دانشگاه شلوغ شده بود. ماجرا برمی گشت به صحبت های آیزنهاور که در کنگره آمریکا که خبر رفتن نیکسون به ایران برای بازدید از آنچه اسمش را "پیروزی سیاسی امیدبخش" گذاشته بودند و مردم ایران به «کوتای۲۸ مرداد» می شناختندش، اعلام کرده بود. این اعتراضات و راهپیمایی ها علیه سفر نیکسون دو روز طول کشید. روز سوم زمانی که دانشجویان دانشگاه تهران با تجهیزات و نیروهای نظامی در محوطه دانشگاه روبه رو شدند، دانشکده ها تعطیل شد، تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند و امنیتی ها به کلاس یکی از اساتید ورود کردند و حادثه رقم خورد.

گرچه فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و در دانشگاه قرق شده از نیروهای نظامی دکترای افتخاری گرفت؛ ولی این احمدقندچی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا بودند که با شهادت خود در اعتراض به سفر رئیس جمهور آمریکا، برپاکننده کودتای نظامی علیه ایران، ۱۶آذر ۱۳۳۲ را برای همیشه در تقویم جمهوری اسلامی ماندگار کردند. در گذر این سال ها، حالا دیگر دانشگاه تهران و دانشکده هایش تنها موسسه مدرن آموزش عالی ایران نیستند و هزاران دانشگاه ایران هرسال روز ۱۶آذر را به نام «روز دانشجو» روز خاص و مهمی می دانند. اما آیا ۱۶آذر، همان ۱۶آذر سال۱۳۳۲ است، با همان آرمان و اهداف؟

شاید بعضی ها دوست داشته باشند تاریخچه اعتقادات وفعالیت های حزبی شهدای ۱۶آذر را بیرون بکشند و بگویند که درتاریخ احتمال توده ای بودن آنان مطرح بوده است. اما حتی با فرض صحت این موضوع آنچه در تمام تاریخ روی آن اتفاق نظر است، علت اعتراض دانشجویان دانشکده فنی است که فقط مربوط به سفر عامل کودتای۲۸مرداد به ایران است. حالا اگر واژه «آمریکاستیزی» بعدها رواج یافت، اسم اعتراضات ۱۶آذر هم چیزی جز آمریکا ستیزی نمی تواند باشد، همانطور که سال های بعد در تمام حکومت پهلوی، ۱۶آذر روز اعتراض و اعتصاب دانشجویان نسبت به حکومت وابسته به آمریکا و انگلیس بود.

اما این سال ها در۱۶آذرهای دانشگاه چه خبراست؟ این قبول که دانشگاه سال هاست از فضای تاثیرگذار انجمن های دانشجویی خالی شده و به هزاران دلیل که جای آن در این نوشتار نیست، از سیاسی شدن به معنای فهم سیاسی به سیاسی بازی روی آورده است، اما معلوم نیست که چرا رویکرد دانشگاه به ۱۶ آذر این طور عوض شد که گاه تاریخچه ذکرشده در ابتدای سخن، به کلی از یاد برود و این روز در دانشگاه مخصوص دانشجویان یک مشی سیاسی خاص شود که ازقضا، بعضا با نیت دانشجویان و شهدای ۱۶اذر بیگانه اند ویا تمام هم و غم دانشجوها بشود تقابل انجمن ها و بسیج دانشجویی با یکدیگر که کدام یک سکان اصلی و محور روز دانشجو در دانشگاه را به عهده داشته باشند.

سخنرانی رئیس جمهور و سیاسیون در روز دانشجو در دانشگاه ها توسط خاتمی پایه گذاری شد و از همان روزها تاریخچه سخنرانی های ۱۶آذر رئیس جمهورها پراست از دعواهای حزبی و سیاسی. یک بار هو کردن و فحاشی و یک بار به آتش کشیدن عکس رئیس دولت و جای تعجب نیست که اصلا بسیاری از دانشجویان ندانند که چرا روز دانشجو، ۱۶آذر است؟ نمی دانند چون سال هاست این روز به روز تقابل اصولگرا و اصلاح طلب و به رخ کشیدن قدرت قالب یکی از این گروه ها در فضای دانشگاه تبدیل شده است.

گاهی گذر زمان ریشه اصل تاریخ را کدر می کند و تا تغییر کامل ماهیتش هم پیش می رود. پس باید هرازچند گاهی به گذشته سرزد. مثلا در روز دانشجوی امسال به جای رقابت بر سر دعوت از بزرگان یکی از دو حزب کشور و تلاش برای گرفتن بهترین سالن و امکانات توسط گروه های دانشجویی، یک جلسه تاریخ خوانی بگذاریم و از خود دانشجویانمان بپرسیم که قندچی و شریعت رضوی و بزرگ نیا و دیگر دانشجویان دانشکده فنی تهران، روز ۱۶آذر۳۲ برای به کرسی نشاندن حقانیت یک حزب سیاسی قیام کردند و شهید شدند یا خواستند در برابر کسی که عقیده مشترک ملتشان را تهدید می کرد ایستادگی و مقاومت کنند. پاسخ صادقانه و صمیمی به این سوال می تواند تجدید نظری جدی در علل برپایی ۱۶اذرهای سال های بعد باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 11:18  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
روزنامه های امروز کشور بازتاب خیزش سیاهان آمریکا علیه نژاد پرستی پلیس این کشور را اغلب در تیترهای اول یا دوم خود آورده اند. در عین حال واکنش وزیر بهداشت به منتقدین، واکنش ها به سخنان ظریف در دانشگاه علامه، سخنان سحرخیز در مورد عدم علاقه اصلاح طلبان به امام خمینی، تلاش روحانی برای کاستن از آنچه نگاه امنیتی می نامد و برخی حواشی پیرامون مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ۱+۵ نیز از سوژه هایی ست که صفحات سیاسی مطبوعات کشور به آنها پرداخته اند.

تخریب محفلی علیه وزارت بهداشت؟!
وزیر بهداشت دولت یازدهم را اغلب همه به آرامش و کاری بودن می شناسند؛ اما این روزها گویا او کمی عصبانی ست. هاشمی که به نظر می رسد از برخی انتقادهای جسته و گریخته علیه طرح تحول سلامت شدیداً دلخور شده است، از جمعی اقلیت و تهران نشین می گوید که علیه این طرح موضع گرفته اند. تیتر یک روزنامه ی ایران به سخنان وزیر بهداشت تعلق گرفته است: «اولتیماتوم وزیر به محفل۳۰۰نفره» با روتیتر «اظهارات افشاگرانه وزیر بهداشت درباره مخالفان طرح تحول سلامت»

روزنامه ایران می نویسد: «وزیر بهداشت با اشاره به کارشکنی صورت گرفته از طرف عده قلیلی از پزشکان درخصوص اجرای کتاب سلامت گفت: آنچه راجع به اعتبارات (تعرفه ها) می‌گویند با آنچه در اجرا صورت می‌گیرد فاصله هست.
دکتر هاشمی با بیان اینکه در ۱۵-۱۰ سال گذشته انصافاً به حوزه پزشکی ظلم شد، افزود: اقداماتی هم که ما صورت دادیم به خاطر آن کم توجهی هاست چرا که معتقدیم اگر نسبت به پرداختی‌ها و کتاب سلامت توجه کافی می‌شد این مشکلات کنونی به وجود نمی‌آمد.
وی با اشاره به کارشکنی برخی از پزشکان در اجرای تعرفه‌های جدید درمانی گفت: بعضی از دوستان با وجود اینکه مورد مشورت قرار گرفته‌اند با این حال زیر همه چیز زده و بعد هم بیانیه صادر کرده‌اند اما این افراد فکر می‌کنند همه جامعه پزشکی خودشان هستند و همه را هم در تهران می‌بینند.
وی افزود: کل این دوستان بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ نفر می‌شوند البته سر و صدایشان بلند است اما ما به گفته بزرگان دین تلاش می‌کنیم به اکثریت مردم توجه کنیم. وی گفت: می‌گویند شما با معرفی شماره تلفن به جامعه پزشکی توهین کردید اما آیا نباید حکومت درد مردم را بشنود. وزیر بهداشت افزود: مگر شماره‌های ۱۱۰ یا ۱۳۷ یا ۱۲۲ یا ۱۹۷ که ما پزشکان نیز برخی مواقع از آن استفاده می‌کنیم خوب نیست؟
دکتر هاشمی با بیان اینکه فضاسازی‌ها درخصوص طرح تحول سلامت مؤثر نخواهد بود، افزود: تاکنون هر چه را گفته‌ایم عمل کرده‌ایم ولی در فضای مجازی متأسفانه در مورد گروه‌های پزشکی اخیراً برنامه‌ریزی‌هایی برای تخریب جلوه وزارت بهداشت یا ایجاد و افزایش اختلافات بین گروه‌های پزشکی به صورت مهندسی در شبکه‌های مجازی در قالب‌های مختلف بویژه پیامک‌های تلفن همراه صورت گرفته است که همگی رصد می‌شود و همه اینها به صورت تیمی است که هدفش تخریب چهره وزارت بهداشت است اما تمام جوسازی‌ها و فضاسازی‌ها علیه وزارت بهداشت بی‌مورد است و جامعه پزشکی باید نسبت به چنین مباحثی بی‌توجه باشد و به برنامه‌های وزارت بهداشت اعتماد کند، قطعاً ما به تمام وعده‌هایی که داده‌ایم عمل می‌کنیم.»

نقش پاسداری در تقویت دیپلماسی
روزنامه ی وطن امروز مطلب یک صفحه سیاسی خود را به انعکاس سخنان جانشین فرمانده کل سپاه با تیتر «درس دیپلماسی سردار» اختصاص داده است که در واقع واکنشی به سخنان محمد جواد ظریف در مورد امن تر شدن ایران پس از مذاکرات هسته ای و توافقنامه ژنو است. این روزنامه می نویسد: «در روزهایی که ناکامان عرصه‌های دیگر، به جای پاسخگویی به مردم درباره عملکرد خود، تلاش می‌کنند با مصادره دستاوردهای دفاعی و نظامی، برای مسؤولیت‌های خود مقبولیت ایجاد کنند؛ فرماندهان نظامی در حال تشریح بخش‌هایی از توانمندی‌های دفاعی کشور بویژه در نحوه مقابله با آمریکا هستند. به گزارش «وطن امروز»، شاید یکی از دغدغه‌های فرماندهان نظامی در شرایط فعلی، مقابله با توزیع «ناتوانی» از سوی سردمداران همان باند معروف «ما نمی‌توانیم» باشد و به همین دلیل فرماندهان ارشد نظامی به میان مردم می‌آیند و از توانمندی‌های دفاعی کشور و امنیت پایدار جمهوری اسلامی ایران در سایه «ما می‌توانیم» می‌گویند و البته قدرت این شیوه رفتار در نتیجه‌بخش‌ بودن دیپلماسی را نیز به نوعی آموزش می‌دهند. شاید این روزها مهم‌ترین اولویت برخی افراد، نوشتن سرمشق «نقش پاسداری در تقویت دیپلماسی» باشد. در همین راستا، سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه به همایش اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور رفت و برای آنان از قدرت دفاعی ایران و امنیت ناشی از این قدرت گفت. سردار سلامی در این همایش، هدایت‌های رهبر حکیم انقلاب برای ترسیم افق‌های آرمانی برای ایران را «استادانه» دانست و درباره نتایج این هدف‌گذاری‌ها اظهار داشت: «ما حدود ۱۰ سال قبل آرزو داشتیم یک پرنده بدون سرنشین در مسیری راهبردی و دوربرد داشته باشیم اما سپاهی‌ها و بسیجی‌ها با تکیه بر تفکر «ما می‌توانیم» آن را عملی کردند. این کار در سوله‌های ساده آغاز شد و در نهایت موتوری ساخته شد که فناوری ساخت آن ـ که نوعی موتور دوار بدون پیستون است ـ تنها در اختیار انگلیس بود و آمریکایی‌ها نیز از انگلیس تهیه کردند. ما به این تکنولوژی دست پیدا کردیم و امروز کشورهای پیشرفته برای تهیه این موتورها با ما قرارداد می‌بندند. پهپادهایی که می‌توانند ۳۰۰۰ کیلومتر را با فناوری رادارگریز طی و تصاویری از میدان دید خود تهیه کنند و به‌لحظه آن اطلاعات را منتقل کنند. زمانی این موضوع فراتر از آرزوی ما بود اما این کار را فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های کشور انجام دادند.»
سردار سلامی پس از برشمردن پیشرفت های بسیار دیگر در زمینه ی نظامی، با بیان اینکه «ما امروز نگران هیچ چیز نیستیم» خاطرنشان کرد: قدرت دفاعی ما امروز بهترین پتانسیل و تکیه‌گاه را برای دستگاه دیپلماسی‌مان فراهم کرده و این یک حقیقت است و این راه با شتاب و اعتماد به نفس و باور قوی‌تری نسبت به گذشته ادامه دارد.»

امنیتی ها علیه نگاه امنیتی
روزنامه آرمان تیتر یک خود را به موضع گیری حسن روحانی علیه نگاه های امنیتی اختصاص داده و با تیتر «امنیتی‌ها علیه نگاه امنیتی» می نویسد: «دوران افراط و زمان امنیتی بودن به سر آمده است.» این جمله یک منتقد یا کنشگر اجتماعی و سیاسی و فعال مدنی نیست. این اشاره و تصریح مردی است که ۱۶سال سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشته و خود متخصص بلامنازع این عرصه است. مردی که با حضور دو دهه‌ای و توأمان در راس هرم مرکز تحقیقات استراتژیک به عنوان یک نهاد کارشناسی و بالادستی اشراف جامع و کاملی بر سیر تحولات و رویدادها داشته و اکنون در مقام دومین شخصیت عالی نظام از عدم کارایی چنین نگرشی می‌گوید. دکتر حسن روحانی سال‌ها در گرانیگاه و گلوگاه عالی ترین نهاد امنیتی کشور حضور داشته و با این وصف اشراف جامع و مانعی در این زمینه دارد و جالب آنکه نه فقط این بار که در ایام رقابت‌های انتخاباتی و در فواصل و برهه‌های مختلف پس از سکانداری امور اجرایی کشور بر حذف نگاه امنیتی و عدم کارایی آن انگشت گذاشته است. نکته جالب توجه در این میانه آن است که منتقدان پرو پا قرص دولت به جای توجه به این نگرش سازنده و روامندانه و توجه به جوانب و زوایای آن و چرایی طرح این موضوع در اقدامی لجوجانه و دور از نگاه عمقی به سوابق حضور برخی از اعضای دولت در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اشاره کرده و به این بهانه دولت را مورد حمله و هجمه قرار داده و چنین مدعی می‌شوند که سخنان روحانی با سوابق و عقبه اعضای دولت همخوانی نداشته، فلذا این سخنان محلی از اعراب ندارد. حال آنکه آنان به جای ورق زدن گذشته و بهانه‌جویی صرف باید عملکردها و واقعیات میدانی را سنجیده و حکم به صحت یا عدم‌صحت گفتار رئیس جمهوری بدهند و از طرف دیگر آنان باید این نکته بدیهی را ملحوظ کنند که آیا سابقه امنیتی چهره‌های حاضر در دولت آنان را به سمت و سوی نگرش‌های انسدادی و بسته سوق داده یا در نقطه مقابل آن، با اشراف نسبت به ضرورت‌ها و نیازهای اجتماعی و سیاسی، رویکردهای متفاوتی را به منصه ظهور رسانده است. سوال اصلی اینجاست که این سوابق به عنوان نقطه ضعف و کاستی محسوب می‌شود یا به غنای بینشی و نگاه راهبردی اعضای دولت در پیگیری روندهای تعاملی و تعادلی در عرصه‌های مختلف انجامیده است؟»

موسوی تبریزی یا سحرخیز؛ کدام یک راست می گویند؟
روزنامه ی جوان در مطلب صفحه ی سیاسی خود با اشاره به یادداشت موسوی تبریزی در روزنامه آرمان می نویسد: «موسوي‌تبريزي در يادداشت خود به اين نكته اشاره كرده است كه اصلاح‌طلبان امام حسين(ع) را بزرگ‌ترين قهرمان اصلاح‌طلبي مي‌دانند و معتقدند قيام عاشورا با هدف اصلاح جامعه بوده است. در اين يادداشت همچنين اشاره‌هايي به بحث باز شدن باب اجتهاد در حكومت‌داري توسط امام(ره) شده است و از اين جهت ايشان را مهم‌ترين مصداق و نماد اصلاح‌طلبي عنوان مي‌كنند.
جدا از بحث‌هاي فقهي مرتبط با اجتهاد در حكومت‌داري از سوي حضرت امام و شباهت آن با روش و منش امروز اصلاح‌طلبان كه بايد از سوي افراد صاحب‌نظر مورد نقد و بررسي قرار بگيرد، اين نكته واضح و روشن است كه عملكرد تاريخي اصلاحات و افراد وابسته به آنان دقيقاً ۱۸۰ درجه در تناقض با سخنان موسوي تبريزي است... اولين شخصيتي كه سخن از ضرورت سپرده شدن تفكر حضرت امام(ره) به موزه گفت، اكبر گنجي بود. درباره اين مسئله نكته فوق شايان توجه است كه اين سخنان در دوران اوج اصلاحات بيان شد؛ زماني كه گنجي قهرمان اصلاح‌طلبان بود و گنجي در حاشيه كنفرانس برلين اين جملات را به زبان راند.
از سوي ديگر در اوج دوران مطبوعاتي اصلاحات بود كه قيام حضرت امام حسين(ع) به عنوان يك واقعه تاريخي و انتقام قبيله‌اي ذكر شد. همان واقعه‌اي كه از سوي آيت‌الله موسوي‌تبريزي به عنوان بزرگ‌ترين قيام اصلاح‌طلبي ذكر مي‌شد.
كمي به جلوتر بياييم. به فتنه ۸۸ و زماني كه رويارويي اصلاح‌طلبان با نظام جمهوري اسلامي به اوج رسيده بود. دو واقعه در حوادث اين فتنه روي داد كه به درستي نقض سخنان موسوي‌تبريزي و البته تا حدودي صحت سخنان سحر‌خيز درباره عدم علاقه فعالان اصلاحات را به آرمان‌هاي امام راحل به اثبات رساند. يكي از اين موارد به آتش كشيده شدن تصاوير حضرت امام(ره) در اتفاقات مرتبط با تحولات دانشگاه‌ها در همان سال بود. اين اقدام كه با تظاهرات سرتاسري ملت ايران پاسخ داده شد، با محكوميت هيچ كدام از سران اصلاحات به خصوص رأس فتنه سال ۸۸ روبه‌رو نشد. از آن مهم‌تر هتك حرمت به روز عاشوراي حسيني بود كه سرآغاز پايان عمر فتنه ۸۸ بود كه به راه‌پيمايي تاريخ‌ساز نهم دي‌ماه و همچنين حضور حماسي ملت ايران در ۲۲ بهمن همان سال منجر شد. در اين ميان سؤال اصلي اينجاست كه اين اقدام با محكوميت سران اصلاحات انجام شد يا نه. غير از اين نبود كه آنان در بيانيه‌هاي خود آنان را عده‌اي از آزادي‌طلبان و خداجو ناميدند... اگر سابقه اصلاحات را مرور كنيم كه از دهه ۷۰ و با تشكيل حلقه كيان و مباحث فكري كه در حلقه كيان تدريس مي‌شد، آغاز شد، رسيدن به اين نقطه دور از ذهن هم نيست. تكيه بر مباني فكري غربي تنها سبب مي‌شود كه تفكر اسلامي نه تنها نمونه‌هاي اصلي تفكر حاكميت ديني از جمله حضرت امام(ره) به زائده‌هايي بي‌ارزش تبديل شود، بلكه عملا تلاش براي حذف آن از جريان جامعه نيز آغاز مي‌شود. نكته جالب اينجا است كه هيچ تلاشي نيز از سوي سران اصلاحات كه مدعي ارتباط با امام راحل هستند، براي اصلاح اين مسئله صورت نگرفته است. متأسفانه در رفتار اين جريان و كساني كه رهبري اصلاحات را بر عهده دارند، اشكالات و اشتباهات فاحشي رخ داده كه به تبع آن، نشو و نما و پيدا شدن چهره‌هايي مانند سحرخيز است كه مطمئنا اين فرد، نه اولين و نه آخرين آنهاست.
اين جريان بايد موضع خود را نسبت به چنين افراد و نگاه‌هايي روشن و آسيب‌شناسي كند تا خود را از مسيري كه چنين افرادي در آن تربيت مي‌شوند دور كند و به مسير اصلي انقلاب بازگردد؛ مسئله‌اي كه فعلا دور از دسترس به نظر مي‌رسد.»

اتفاقاتی که مذاکرات را تحت الشعاع قرار می دهد
روزنامه اعتماد مطلب یک خود را به تغییرات در تیم های مذاکره کننده ۱+۵ اختصاص داده و با اشاره به تغییر کاترین اشتون و برخی از اعضای تیم آمریکایی می نویسد: «در شرايطي كه ايران و ١+٥ در حال تلاش براي تعيين زمان و مكان مذاكرات آتي هستند و گمانه‌زني‌هاي رسانه‌يي از احتمال برگزاري مذاكرات در مسقط خبر مي‌دهد،اتفاقاتي كه مي‌تواند اين مذاكرات را تحت‌الشعاع خود قرار دهد هر روز پررنگ‌تر از ديروز مي‌شود. شش كشور مقابل ايران در مذاكرات هسته‌يي در يك سال گذشته مذاكرات بسيار فشرده و تنگاتنگي را با تهران پشت سر گذاشته‌اند و به نظر مي‌رسد كه دو طرف بيش از هر زمان ديگري براي رسيدن به توافق به هم نزديك شده‌اند. در اين ميان بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه در نتيجه هفت روز مذاكرات فشرده در وين كه منتهي به تمديد توافقنامه ژنو شد، مواضع حداكثري و حداقلي دو طرف مشخص شده و در دورهاي جاري دو طرف با مواضع واقعي يكديگر روبه‌رو هستند. در اين ميان جمهوريخواهان و مخالفان مذاكره در ايران كه تعداد آنها در كنگره ايالات متحده هم كم نيست بر تلاش‌هاي خود براي نظارت بيشتر بر مذاكرات افزوده‌اند. شايد اگر مذاكرات هسته‌يي ايران با ١+٥ تا ژانويه به پايان رسيده بود احتمال تاثيرگذاري مستقيم كنگره بر اين مذاكرات كمتر شده بود. محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه كشورمان تاكنون بارها تاكيد كرده است كه ايران با امريكا به عنوان يك دولت واحد مذاكره مي‌كند و حل اختلاف‌هاي ميان كاخ سفيد و كنگره به شخص باراك اوباما، رييس‌جمهور دموكرات ايالات متحده مربوط است. با اين‌همه مجلس نمايندگان امريكا روز پنجشنبه لايحه بودجه نظامي اين كشور را به تصويب رساند كه در بخشي از آن واشنگتن ملزم شده است تا در مورد روند مذاكرات هسته‌يي به كنگره گزارش دهد. در بخشي از اين لايحه تصريح شده است كه دولت امريكا بايد ظرف ٣٠ روز آينده، گزارشي درباره سازگاري اقدامات ايران با آنچه سال گذشته با عنوان «توافق اقدام مشترك» در ژنو سوييس، ميان ايران و گروه ١+٥ توافق شد، به كميته‌هاي مرتبط در كنگره ارايه دهد. اين كميته‌ها، نيروهاي مسلح و كميته روابط خارجي در كنگره و سنا را شامل مي‌شود.»

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:35  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
در پی گزارش تازه احمد توکلی نماینده مردم تهران از زوایای جدید ویژه‌خواری 650 میلیون دلاری در وزارت صنعت، معدن و تجارت، جزئیات تجارت کنجاله سویا، ذرت و جو دامی کشور در سال 92 منتشر شد؛ تجارتی که سود هنگفت نصیب تاجران و بعضا تاجران وابسته به باندهای ثروت و قدرت کرده است.

احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس و عضو ناظر مجلس در شورای پول و اعتبار در ادامه پیگیری‌های خود درباره ویژه خواری 650 میلیون یورویی در وزارت صنعت، معدن و تجارت، گزارشی را اخیرا به رئیس و نمایندگان مجلس ارائه کرده است.

در این گزارش به 22 شرکت وارد کننده کالاهای اساسی اشاره شده ولی اسامی آنها به طور کامل اعلام نشده است.

خبرگزاری مهر" با توجه به گردش مالی بالا و سودهای هنگفت در تجارت کنجاله سویا، ذرت و جو دامی کشور، به جزئیات تجارت این بخش‌ها در سال‌ 92 دست یافته است.

سودهای هنگفت در واردات کنجاله سویا، ذرت و جو دامی به گونه‌ای است که همانطور که در گزارش اخیر احمد توکلی بدان اشاره شده، فقط هزینه دیرکرد تخلیه در بنادر و بهره دیرکرد آن بیش از یک میلیون دلار است، چه برسد به سود خالصی که از این محل به دست تاجران و بعضا تاجران وابسته به باندهای ثروت و قدرت می‌رسد.

البته نباید فراموش کرد تاجرانی را که بدون هیچ گونه وابستگی به جایی، سالیان سال است که نان حلال از این بازار جذاب برای خود دست و پا می‌کنند.

در سال گذشته 21 شرکت بودند که روی به واردات ذرت و جو دامی با ارزهای دولتی و مبادلاتی آوردند؛ شرکت‌هایی که بعضا تنها توسط چندین نفر اداره می‌شوند. از این تعداد، 14 شرکت وارد کننده  ذرت دامی و 8 شرکت  وارد کننده جو دامی بوده‌اند.

در این میان، شرکت سپید استوار آسیا با سهم 37.05 درصد از واردات ذرت دامی، رتبه نخست را داراست و پس از آن، شرکت دولتی پشتیبانی امور دام با سهم 15.86 درصد قرار دارد.

نعیم تجارت ایساتیس، آدینه میعاد نور، پترو افرا خلیج فارس، رویان اکسیم، افرا مجد آسیا، تجارت آریا گستر ایرانیان نوید، تجارت آریا گستر، پامچال آسیا، ری دانه، تضامنی طباطبایی، سوربن گستر طیور، سوربن شمال، ایران گارمنت، قند پانیذ فام، گسترش خدمات بازرگانی بهساز، فجر اعتبار تجارت نور ابرار، سیمرغ، زرین پرشیا امید، آوادیس جهان آرا و امید شمیلا؛ از دیگر شرکت‌های بودند که در سال 92 ذرت دامی وارد کشور کردند.

البته آمار گمرک ایران نشان می‌دهد در سال 92 حدود یک میلیارد و 527 میلیون دلار ذرت دامی وارد کشور شده است.

این در حالی است که فجر اعتبار، سپید استوار آسیا، نهاده‌های دامی جاهد، پشتیبانی امور دام، تضامنی طباطبایی، روغن کشی خرمشهر، شکر نویت خلیج فارس و تکلم هم 8 شرکتی هستند که در سال 92 واردات جو دامی کشور در اختیار آنها بوده است.

از کل تجارت جو دامی کشور در سال 92، 42.50 درصد در اختیار شرکت فجر اعتبار، 14.09 درصد در اختیار سپید استوار آسیا، 13.50 درصد در اختیار نهاده‌های دامی جاهد، 11.08 درصد در اختیار پشتیبانی امور دام، 8.44 درصد در اختیار تضامنی طباطبایی، 6.75 درصد در اختیار روغن کشی خرمشهر، 2.80 درصد در اختیار شکر نویت خلیج فارس و 0.84 درصد در اختیار شرکت تکلم گزارش شده است.

 

از تجارت کنجاله سویا هم خبر می‌رسد در واردات این کالای مصرفی در سال گذشته 27 شرکت فعال بوده‌اند. شرکت سپید استوار آسیا با سهم 32.45 درصد، در صدر فهرست واردات کنجاله سویا قرار گرفته و پس از آن، شرکت دولتی پشتیبانی امور دام رتبه دوم را داراست.

تجارت نور ابرار، ری دانه، تضامنی طباطبایی، نهاده‌های دامی جاهد، نهاد دانه جاهد، سوربن گستر طیور، فجر اعتبار، نواندیشان اطلس ایرانیان، سرآمد صنایع بهشهر، بهشهر زرین، ایران گارمنت، روغن کشی خرمشهر، گسترش تجارت برنا، پترو فرآوران اطلس، آدینه میعاد نور، فروغ آیدین، بیضا تجارت کوثر، آرامش سازان پیشرو، صدر تجارت کویر، نیاکو زرین، شریف گستر سواد، بهار ایرانیان، امید شمیلا، جهاد تحقیقات آب و انرژی، پترو اکسیر کیش، صنایع غذایی نور قزوین، تکلم، آوران توان پرشیا، الوان پایون و انوشان؛ از دیگر شرکت‌های فعال در عرضه واردات کنجاله سویا در سال 92 بودند.

گزارش گمرک ایران هم از واردات یک میلیارد و 827 میلیون دلار کنجاله سویا در سال 92 حکایت دارد.

حال باید سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان گزارش دهد که به دلیل استفاده از میلیاردها دلار ارز دولتی و مبادلاتی، آیا قیمت کنجاله سویا، ذرت و جو دامی کشور در بازار داخلی با نظر این سازمان تعیین شده است یا خیر. در این میان، مراجع نظارتی چون سازمان بازرسی کل کشور هم می‌‌توانند با بررسی این موضوع، گزارشی از آن برای مردم ارائه کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:34  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در آستانه ارائه بودجه سال آینده کشور به مجلس در نامه‌ای خطاب به دولت‌مردان و نمایندگان مجلس به آسیب‌شناسی بودجه در سنوات گذشته پرداخت و چند توصیه برای تنظیم بودجه ۹۴ پیشنهاد کرده است.

متن کامل نامه توکلی به‌شرح زیر است:

۱ ــ در چند هفته اخیر و با کاهش قیمت نفت، بار دیگر این سؤال مطرح شد: آیا بودجه کشور کسری خواهد داشت یا خیر؟

توسط مقامات قوه مجریه به‌طور قاطع بیان شد که بودجه کسری ندارد. مشابه همین اظهارات در مورد لوایح و قوانین سال‌های گذشته نیز به گوش می‌رسید و در مورد لایحه سال آینده نیز بیان شده است. به هر حال، به‌عنوان مثال در مورد بودجه سال جاری، از دو صورت خارج نیست، یا مقداری درآمد مازاد بر هزینه‌ها در بودجه ۹۳ پیش‌بینی شده بود که حالا عدم تحقق آنها جای نگرانی ندارد و یا مقداری مخارج غیرضروری در بودجه پیش‌بینی شده بود که حالا عدم انجام آن مخارج، ضرری به کشور نمی‌زند. در هر دو صورت، نتیجه یکسان خواهد بود: دولت به‌هنگام تهیه بودجه ۹۳ و مجلس شورای اسلامی در رسیدگی و تصویب آن دقت لازم را نداشته‌اند. البته کشور به‌تازگی به این بلیه گرفتار نشده است بلکه متأسفانه چهار دهه است که در چنین گردابی قرار گرفته است.

۲ ــ واقعیت آن است که به‌لحاظ حسابداری، بودجه کشور هیچ‌گاه کسری نداشته است، زیرا همیشه با استفاده از افزایش قیمت ارز یا متغیرهای متعادل‌کننده دیگر مرتبط با چگونگی فروش نفت و تبدیل آن به ریال و یا سهم استفاده از درآمدهای حاصل از نفت، در سمت منابع و استفاده از سازوکار تخصیص به‌هنگام اجرای بودجه (و به‌صورت دقیق‌تر، عدم‌تخصیص)، بودجه ظاهراً متعادل بسته و اجرا شده است. بنابراین با چنین سازوکاری، سخن از عدم‌کسری بودجه نه افتخار است و نه مبنای نظری درستی دارد.

در حقیقت، معنای دقیق نداشتن کسری بودجه این است که اساساً بودجه‌ای وجود ندارد. در مالیه عمومی جدید، بودجه، برنامه مالی و عملیاتی دولت‌هاست. سمت منابع این بودجه، درآمدهای عمومی و متعلق به مردم است که دولت به‌واسطه حاکمیت، حق دخل و تصرف آنها را دارد و سمت مصارف، هزینه انجام وظایفی است که به‌موجب قانون به‌عهده دولت گذاشته شده است. اولین وظیفه دولت و مجلس در مقابل منابع و مصارف عمومی دولت در دولت‌های لائیک، پاسخگویی به مردم و در کشور اسلامی ما، در مقابل خدا و مردم است. از این روست که در دانش مالیه عمومی، انضباط مالی را مهمترین کارکرد بودجه می‌دانند و پس از برقراری انضباط مالی است که تخصیص منابع به اولویت‌ها و ایجاد کارایی عملیاتی مطرح می‌شود.

۳ ــ واقعیت آن است که در مجموع، هم به‌دلیل کاهش قیمت نفت و هم به‌دلیل عدم وصول همه منابع غیرنفتی پیش‌بینی شده در بودجه، کسری وجود دارد (در همه سالها وجود داشته است). اما در اجرا با سازوکار عدم‌تخصیص، تراز حسابداری بین منابع و مصارف برقرار می‌شود، معنای این روش آن است که:

**برای ما، هزینه عدم‌النفع صدها هزار میلیارد تومان که صرف طرحهای عمرانی نیمه‌تمام شده است و به‌دلیل عدم‌تحقق منابع، قادر نیستیم برای انجام کار به آنها پول بدهیم، چندان مهم نیست.

**هزینه تأخیر طرحهای عمرانی را در محاسبات لحاظ نمی‌کنیم. (طبق محاسبات مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در فاصله سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۲ از حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومانی که به طرحهای عمرانی پرداخت شده است، بیش از ۶۳ هزار میلیارد تومان، یعنی حدود ۴۰ درصد، هزینه تأخیر در طرحها بوده و به‌عبارت دیگر، صرف تأخیر در طرحهایی شده است که در موعد مقرر خاتمه نیافته‌اند و از ۵۵۰۰ طرح که قرار بوده خاتمه پیدا کند، فقط ۱۴۰۰ طرح خاتمه یافته است).

**برای فعالیت‌هایی در بودجه منابع پیش‌بینی می‌شود که انجام دادن یا ندادن آنها چندان فرقی با هم نمی‌کند.

با روشی که ما به کار می‌بریم، همه کشورها می‌توانند بگویند که هیچ‌گاه کسری بودجه ندارند. اما چرا این‌گونه نیست؟ پاسخ آن است که اگر بودجه برنامه مالی و عملیاتی دولت باشد، و کارکرد برقراری انضباط مالی (برآورد توأم بااحتیاط و دقت در منابع و کنترل حداکثری هزینه‌ها) در تنظیم آن اصل باشد، آن‌گاه در مواجهه با کسری منابع دولت یا باید دولت از مجلس اجازه بگیرد که برخی وظایف خود را انجام ندهد و یا از روشهای دیگری از جمله استقراض از داخل یا خارج، کسری بودجه را جبران کند تا برنامه‌ها و طرحهای خود را به‌موقع انجام دهد.

۴ ــ مشکل در کشور ما پیچیده‌تر است. در حقیقت کل منابع حاصل از نفتی که در بودجه استفاده می‌شود، کسری بودجه است و فاجعه‌بارتر آن که هر بشکه نفتی که فروش می‌رود، در یک نرخ ارزی ضرب می‌شود که دولت تعیین کننده آن است و متأسفانه دولت‌ها در ایران برای پوشش دادن این کسری بودجه؛ عمدتاً با ارز بازی کرده‌اند. ریشه اصلی نوسانات ارزی در کشور، ریشه اصلی چاپ پول و افزایش نقدینگی و ریشه اصلی خیلی از بیماری‌های دیگر اقتصاد، این نوع تأمین کسری بودجه است و باید با آن مقابله کرد. این مقابله، به‌خصوص در موقعیتی که دشمن از این حربه در حال فشار آوردن به کشور، است، ضروری‌تر است.

به‌عنوان مثال، به‌هنگام تنظیم بودجه ۱۳۹۲، تحریم‌های ظالمانه علیه کشور عملیاتی شده بود و صادرات نفت به نصف تقلیل یافته بود. دولت وقت با همین حربه، قیمت ارز مبنای محاسباتی بودجه را از ۱۲۵۰ تومان به ۲۴۵۰ تومان افزایش داد و با افزایش این منابع، بودجه سال ۱۳۹۳ را حداقل به قیمت‌های اسمی انضباطی بست. این همان روشی بودکه درباره بودجه سال ۱۳۸۱ هم به کار گرفته شد. این کار، در دولت‌های منتسب به هر دو جناح سیاسی کشور، مالیات ظالمانه‌ای است که بر آحاد مردم بسته می‌شود. دولت بودجه خود را درست کرده اما اقتصاد کشور را ویران کرده است. کاربست همین روش طی چهار دهه، و توسط دولت‌ها و سیستم‌های سیاسی و اقتصادی کاملاً متفاوت بوده است که ارزش ۱۰۰۰ ریال را از ابتدای دهه ۵۰ به ۶ ریال در ابتدای دهه ۹۰ رسانده است. از عواقب همین روش است که در سال ۱۳۹۲، منابع لازم برای افزایش حقوق ۲۰درصدی فراهم شد و حقوق یک کارمند از ۱ میلیون تومان به ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان افزایش یافت، اما تورم ۳۵درصدی، قدرت خرید ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان را به ۸۱۲ هزار تومان کاهش داد.

۵ ــ در تلاطم اخیر نرخ ارز، سیگنال قوی دولتی برای افزایش نرخ ارز در بودجه دولت، کنار عوامل روانی مؤثر بوده است. در وضعیتی که دولت به‌عنوان قوی‌ترین عرضه کننده ارز اعلام می‌کند که دلار را گران‌تر خواهد فروخت، انتظار از عوامل کوچک کمتر تأثیرگذار در بازار تقاضا و عرضه برای ثابت ماندن نرخ، حتی اگر موفق باشد، موقتی است و در نهایت تعدیل خواهد شد، اگرچه از مسئولیت دولت برای جلوگیری از اقدامات تشدید کننده این روند نمی‌کاهد. در واقع، نشانگان بیماری کسری بودجه غیرنفتی به‌صورت سرفه‌های مکرر در بازار ارز بروز کرده و درمان نیز صرفاً کنترل نشانگان بیماری یا جلوگیری از در معرض بادهای سرد قرار گرفتن فرد سرماخورده برای عدم تشدید بیماری نیست، اگرچه کمک کننده است، اما اصل بیماری باید درمان شود.

۶ ــ کشور ما و بودجه ما اکنون به نمایندگان و مسئولانی واقعاً نگران کسری بودجه غیرنفتی نیاز دارد. نمایندگان و مسئولانی که همچون باز شکاری، قدرتمند و بی‌رحمانه، بودجه را رصد کرده و ۱) مانع هرگونه افزایش خرج، بیشتر از دخل باشند و ۲) تا آنجا که می‌شود، از بخشهایی از اقتصاد که غیرشفاف هستند یا مالیات نمی‌دهند و...، برای افزایش درآمدهای غیرنفتی و متعادل کردن واقعی بودجه، درآمد کسب کنند تا درنهایت دو طرف غیرنفتی منابع و مصارف بودجه متعادل باشد و اساساً نیازی به بازی با ارز یا سهم بیشتر از درآمدهای نفتی برای متعادل کردن بودجه نباشد.

۷ ــ بودجه بندی به‌شیوه مریض فعلی که ما از آن به بودجه بندی سلیقه‌ای و غیرعلمی یاد می‌کنیم، از مسیر افزایش نرخ ارز یا افزایش سهم دولت از درآمدهای نفتی، فقط و فقط مسکن دردهای کوتاه‌مدت است و در دورهای بعدی تأثیرات آن، کل اقتصاد را از مسیر ایجاد تورم، افزایش هزینه‌های دولت و در نتیجه افزایش بیشتر کسری بودجه غیرنفتی بیمارتر می‌کند. این روش غیرعاقلانه، کنار عواقب وخیم اقتصاد کلان، فسادزا نیز هست و از مسیر گسترش فاصله نرخ ارز رسمی و غیررسمی، رانت‌های زیادی را نصیب عده‌ای خاص خواهد کرده است. ضمن اینکه در فواصل زمانی خاص نیاز به تعدیل‌های قیمتی و هدفمند کردن‌های متعدد و... را نیز درپی دارد.

۸ ــ بازی با ارز برای متعادل سازی بودجه به‌جای کاهش مصارف و افزایش منابع غیرنفتی، در واقع تحمیل هزینه عدم اراده و کاهلی دولت‌مردان و مجلسی‌ها، به کل اقتصاد است. هزینه اداره دولت و کارمندان را نباید کل اقتصاد، بازار و کسبه و در نهایت ۷۵ میلیون ایرانی بپردازند، هزینه‌ای که در نهایت در دورهای بعدی و از قِبّل تورم ایجاد شده، از قدرت خرید کارمندان نیز می‌کاهد. مسئولان اساساً چنین حقی ندارند. این کاهلی، اقتصاد کشور را در مقابله با تهدیدات خارجی نیز آسیب پذیرتر می‌کند، چرا که به دشمن این ابزار داده می‌شود که با بازی با اهرم نفت، به‌طور مستقیم بر کسری بودجه کشور و نیز نرخ ارز تأثیر گذاشته آن را متلاطم کند.

۹ ــ عدم‌شفافیت مالیاتی، فرارهای مالیاتی و نیز عدم‌دریافت تمام و کمال مالیات از برخی بخشهای حاکمیتی، از مسیر ایجاد کسری بودجه غیرنفتی به افزایش نرخ ارز می‌انجامد. این نهادها از این مسیر در افزایش نرخ ارز و تحمیل هزینه به ۷۵ میلیون نفر در کشور مقصرند.

۱۰ ــ بستن دست دولت از مسیر ایجاد مصارف مشخص برای منابع درآمدی مالیاتی و غیرمالیاتی و... که مکرراً در جریان طرح لایحه تنظیم مقررات مالی دولت اتفاق افتاد و بعضاً با پشتیبانی و لابی وزارتخانه‌های دولتی نیز همراه بود، مصداق بارز دیگری از این شیوه ناصواب است که امکان بودجه بندی درست و بدون کسری را از دولت می‌گیرد.

مجلس حق ندارد با اختصاصی سازی منابع درآمدی دولت به مصارف خاص، مقدمات افزایش کسری بودجه غیرنفتی را فراهم و این بیماری و عوارض آن از قبیل تلاطم در نرخ ارز را تشدید کند، این شیوه خلاف اصل ۵۲ قانون اساسی است و از آنجا که در موارد مکرر، این تحمیل مصارف بدون پیش‌بینی منابع پایدار نیز بوده است، خلاف اصل ۷۵ قانون اساسی نیز می‌باشد.

در نهایت:

من و همفکرانم معتقدیم نباید بیش از آنچه کسب می‌کنیم، مصرف کنیم. صرفه‌جویی در مصارف واقعاً غیرضروری از یک طرف و افزایش منابع غیرنفتی و مالیات ستانی از بخشهای غیرشفاف یا غیررسمی و رسمی از طرف دیگر برای ایجاد توازن در بودجه کشور ضروری است. ما سعی می‌کنیم باز*های کسری بودجه کشور باشیم و خواستار ایجاد چنین جریانی در مجلس و دولت و محافل دانشگاهی کشور هستیم. سعادت ملت و کشور، و استقلال آن، در گروی این مسئله است.

والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:33  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:33  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ اللباطِلُ اِنََّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً  ......  حق آمد و باطل نابود گشت، حقّا كه باطل همواره نابود شدنى است (سوره اسراء - آیه 81)
ایجاد مناطق آزاد تجاری به عنوان یکی از راههای آسان و سریع تبادلات تجاری و اقتصادی در عرصه بین المللی به حساب می آید و به دلیل تبعیت از قوانین خاص و ایجاد تسهیلات تعرفه ای نقش مهمی در ارتقاء سطح اقتصادی منطقه ایفا می نماید. اما برای اینکه با این پدیده اقتصادی بیش از پیش آشنا شویم ابتدا به تاریخچه آن اشاره کرده و سپس به تعریفی از آن و فرقش با مناطق آزاد تجاری با مناطق ویژه اقتصادی پرداخته و در ادامه به مضمون و مقصود اصلی از طرح این موضوع می پردازیم.
ایجاد مناطق آزاد ، نخستین بار در کشورهای سوسیالیستی که دارای اقتصاد بسته بودند، مورد توجه قرار گرفت. در واقع هدف پایه گذاران مناطق آزاد، آزمودن تئوری اقتصاد آزاد در بخش هایی از کشور بود که مایه های پیشرفت در آنها دیده می شد. در ایران هم شکل گیری مناطق آزاد تجاری به پیشنهاد تئوری پردازان اقتصاد دولتی صورت گرفت تا گریزگاهی برای اقتصاد بسته دولتی باشد. در سال های ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ ضربه پذیری اقتصاد کشور از صادرات نفتی، به طور محسوسی مورد توجه قرار گرفت. آمارهای سال ۱۳۶۷ نشان می دهند که صادرات نفتی ما در آن سال حدود ۷ میلیارد دلار بود. در حالی که همین درآمدهای ارزی در برخی از سال ها از ۲۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. بنابراین در برنامه اول، توسعه صادرات غیر نفتی به عنوان یک تصمیم قطعی مورد توجه قرار گرفت و یکی از بهترین ابزارها برای توسعه صادرات غیر نفتی، ایجاد مناطق آزاد صنعتی بود. بدین ترتیب مناطق آزاد بر اساس تبصره ۱۹ قانون برنامه اول توسعه اقتصادی بر بنای جذب سرمایه خارجی و توسعه صادرات با هدف تسریع در اجرای امور زیربنایی، عمران و آبادانی، ایجاد اشتغال، سرمایه گذاری، تولید و صادرات کالاها ایجاد شد.
مناطق آزاد موجود در ایران :
در کشورمان ۷ منطقه آزاد تجاری- صنعتی وجود دارد که عبارتند از :
کیش : با طول ۱۵ کیلومتر و عرض ۷ کیلومتر و با مساحتی حدود ۹۱ کیلومتر مربع از لحاظ وسعت، مقام دوم را در میان جزایر خلیج فارس دارد .
قشم : در مدخل خلیج فارس و دریای عمان با مساحت ۱۴۳۰ کیلومتر مربع در فاصله ۳۷ کیلومتری جنوب بندرعباس و در دهانه تنگه هرمز قرار گرفته است .
چابهار : شهر بندری چابهار با مساحتی حدود ۱۰۹۰ هکتار در منتهی الیه جنوب شرقی کشور و در استان سیستان و بلوچستان و در کنار دریای عمان در گوشه شرقی خلیج چابهار .
ارس : در شمال غرب ایران در نقطه صفر مرزی در مجاورت با کشورهای ارمنستان، آذربایجان و جمهوری ودمختار نخجوان .
انزلی : شامل محدوده ای از شهرستان انزلی به مساحت تقریبی ۳۲۰۰ هکتار خشکی و تا عمق دو کیلومتر از آبهای ساحلی
اروند : در شمال غربی خلیج فارس به وسعت ۱۷۲ کیلومتر مربع در محل تلاقی دو رودخانه اروند رود و کارون
ماکو : در شمال غربی ایران ، استان آذربایجان غربی قرار گرفته که از شمال به رودخانه قره سو و کشور ترکیه، از شرق به رودخانه ارس و جمهوری آذربایجان (خود مختاری نخجوان) و از مغرب به جمهوری ترکیه و از جنوب به شهرستان خوی.
ضرورتهای ایجاد منطقه آزاد تجاری در بخش  لوندویل (شهرستان بندر آستارا )
احداث مناطق آزاد تجاری از جمله مهمترین  خواسته مردم غرب گیلان   و استان اردبیل است  . احداث چنین منطقه ای در استان و از جمله شهرستان  آستارا بخش لوندویل  یکی از آرزوهای دیرین مردم این دیار بود که قول ایجاد آن در دولت قبلی داده شد اما اقدام مؤثری صورت نپذیرفت . این امر در شرایطی بود که این شهرستان بهترین موقعیت را به لحاظ استراتژیکی ، امنیتی ، تجاری ، جغرافیایی و سیاسی و اجتماعی  مرزی ئ بندری دارا می باشد. در این مقاله سعی بر این است تا ضرورتهای احداث منطقه آزاد تجاری در  لوندویل  یا شهرستان  آستارا  از دید پارامترهای گوناگون مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
۱- موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی : شهرستان  آستارا  به دلیل قرار گرفتن در دو سوی کشورهای  آذربایجان  و مرز ساحلی با چندین كشور از جمله روسیه  با اختلاف فاصله  صفرمرزی و ساحلی  از این کشورها بهترین موقعیت جغرافیایی را با توجه به وسعت جغرافیایی و مرکزیت داشتن نسبت به شهرستان  غربی استان  گیلان و استان اردبیل  دارد و میتواند به عنوان پلی ارتیاطی بین شهرهای  استان و سایر كشور از طریق دریا و مرز زمینی با صرفه و نزدیك  با کشور نقش مهمی در تبادلات اقتصادی و بخصوص در زمینه حمل و نقل داخلی و بین المللی کالا ایفا نماید.
 اگر شهرستان  آستارا  را یک رأس مربع  در نظر بگیریم دو  ضلع آن یکی به سمت  مرز زمینی آذرایجان  از طریق  شهر آستارا و لوندویل  و بخش ها... و آن دیگری هم از ساحل به سمت  پنج كشور ساحلی و بندرگاهای گیلان و مازنداران و گلستان  از طریق ا آستارا موقعیت منحصر به فردی را برای تحقق منطقه آزاد متصور می نماید.
 شهرستان بندر آستارا که از آن به عنوان  دوازه اروپا  هم یاد میشود منطقه ای است هموار با شرایط آب و هوایی معتدل و با بارندگی سالانه .....- با وسعتی حدود 340 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 90 هزار نفر شرایط مناسبی برای احداث منطقه آزاد به حساب می آید .

توضیح :از نظر اقتصادی می توان گفت آستارا به هیچكدام از شهرستان های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با روسیه شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاكی با این كشور از جمله دلایل این ناهمگونی است .آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیكی به مركز كشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی كشور) با فاصله 530 كیلومتر از تهران و 190 كیلومتر از مركز استان گیلان از ویژگی های طبیعی منحصر به فردی سود می برد.كه از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد:

 

 1-قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان

 

 2- همسایگی با 4 كشور تازه استقلال یافته شوروی سابق

 

3- تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با كشورهای آسیای میانه

 

 4-اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیك

 

 5-دسترسی آسان به امكانات خطوط انتقال گاز و برق

 

 6-طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب

 

 7-دریایی ملایم با 120 روز آفتابی و با شیب كم

 

و به همه اینها باید اضافه كرد كه مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل 80 سال گذشته است كه خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد. قدمت تاریخی و وضعیت فرهنگی مناسب یكی دیگر از مزایای این شهر مرزی استبا دست به دست هم دادن این عوامل ما به شهر مرزی روبرو می شویم كه علی رغم وسعت كم و دور افتادگی نسبی دارای همیت اقتصادی و استراتژیكی زیادی است .به طوری كه می توان ادعا كرد، از نظر سطح اقتصادی، پیشرفت های شهری ،سطح فرهنگی، سطح گردشگری و سطح سواد عمومی ما با منطقه ی مرزی سرو كار داریم كه اصولاً با عام ترین ویژگی نقاط مرزی (یعنی محرومیت) بیگانه است.

۲- موقعیت ترابری و حمل و نقل کالا : همانگونه که گفته شد شهرستان  استارا  با  فاصله زمینی با جمهوری آذربایجان از طریق زمین و 5 كشور از طریق دریا همسایه است و این مسیرها کوتاه ترین مسیر برای انتقال کالا از طریق راههای زمینی و دریایی به شهرستان  آستارا  و دیگر مناطق کشور به حساب می آید. احداث راه آهن جمهوری آذربایجان  به  رشت  که بخشی از این خط ریل از آستارا و لوندویل  می گذرد ، همچنین در  حال تكمیل  جاده ترانزیتی  آستارا به تالش  ، آستارا به اردبیل  و بزرگراه  اردبیل  به  زنجان و قزوین و تهران و آذربایجان و وجود راههای هموار و مناسب از مزیتهای ترابری در احداث منطقه آزاد تجاری به حساب می آید. فاصله 40 کیلومتری  آستارا با فرودگاه اردبیل  و  از دیگر مزیتهای این شهرستان برای احداث منطقه آزاد با هدف نقل و انتقال آسان کالا و مسافر به داخل و خارج کشور به شمار می آید.
۳- موقعیت سیاسی و اجتماعی : شهرستان  بندر استارا  به عنوان یکی از مناطقی مرزی که از قدیم الایام مورد توجه حکومتهای مرکزی بوده است ، همواره به عنوان یکی از دژهای مستحکم کشور در مقابل اجانب و بیگانگان شمرده می شده و در حال حاضر نیز این نقش را بخوبی ایفا می نماید . در طول ازمنه های مختلف تاریخی بخصوص در یکصد سال اخیر مردم شهرستان  بندر استارا  نقش بسیار مؤثری در تثبیت قدرت مرکزی و حفظ و حراست از تمامیت ارضی کشور و منطقه داشته است و در این راه نیز فرزندان بیشماری را تقدیم وطن و دین و خاک نموده است. در بعد از پیروزی انقلاب ، مردمشهرستان  بندر استارا چه در مبارزه با اشرار و ضدانقلابها و چه در هشت سال جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه کشورمان رشادتهای وصف ناپذیری از خود نشان داده اند که تقدیم بیش از 162 ، صدها جانباز و آزاده و رزمنده و ایثارگر دلیلی براین مدعا می باشد.
۴- نیروی انسانی جوان ، کارآمد و تحصیلکرده ولی بیکار : به دلیل نبود صنایع و کارخانجات تولیدی مادر در شهرستان  بندر استارا  اغلب جوانان شهر علیرغم داشتن تحصیلات عالی در مقاطع مختلف دانشگاهی از معضل بیکاری در رنج و عذاب می باشند همین امر باعث شده برخی از این جوانان به سمت فعالیتهای مغایر با رشته و مدرک تحصیلی روی بیاورند و برخی نیز مهاجرت به مرکز استان یا پایتخت و حتی کشورهای خارج را برگزینند و با حذف یكطرفه رواید مرزی  قوز بالا قوز شده است ..
بدون شک احداث منطقه آزاد تجاریشهرستان  بندر استارا  باعث ایجاد اشتغال زایی برای جوانان شهرستان و حتی شهرستانهای همجوار .. بخصوص تحصیلکردگان و جلوگیری از مهاجرت آنان به خارج از شهرستان و حتی کشور و همچنین بهانه ای برای تأسیس شرکتهای خدماتی ، فنی و کالایی و بخصوص در زمینه واردات و صادرات کالا و حمل و نقل بار و توریسم خواهد شد.
۵- امنیتی : شهرستان مرزی   بندر استارا  به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی ، اجتماعی و سیاسی و برخورداری از جمعیتی غیور و سلحشور که امتحان خود را بارها و بارها پس داده اند از امن ترین مناطق استان گیلان  قلمداد شده و از ضریب امنیت بالایی برخوردار می باشد و بدین ترتیب شرایط بهتری برای ایجاد منطقه آزاد تجاری و سرمایه گذاریهای خارجی و داخلی مترتب از آن دارا می باشد . چنین امتیازی می تواند زمینه مناسبی برای فعالیت شرکتهای تجاری ، بازرگانی ، حمل و نقل و ترابری به حساب آید و تنها مرز زمینی استان گیلان و تنها راه نزدیك دریایی استانهای آذربایجان و اردبیل  به  دریاست..
۶- جمعیت : یکی از مواردی که به لحاظ قانونی شهرهای بزرگ و کلانشهرها نمی توانند حائز شرایط تأسیس مناطق آزاد تجاری و حتی مناطق ویژه اقتصادی شوند ، شهرستان  بندر استارا  با توجه به جمعیت 90 هزار نفری و وسعت جغرافیایی 340کیلومتری و سهولت تردد و جابجایی کامیونها و خودروهای سبک و سنگین در محدوده ترافیکی شهر و مناسب بودن ارتباط راهی و ترابری شهرستان  بندر استارا  با بقیه نقاط استان و کشور زمینه مناسبی برای ایجاد منطقه آزاد تجاری بوده و می تواند در زمینه مبادلات کالایی نقش بسیار ارزنده ای را ایفا نماید.
جمعیت  میانگین استارا بعلت توریست پذیری 500 هزار نفراست ..سالانه بالای 5 میلیون گردشگر داخلی و خارجی از آستارا و لوندویل بازدید می كنند..
۷- قدمت تاریخی و برخورداری از تمدن چند هزار ساله : شهرستان  بندر استارا  از معدود نقاطی در کشور می باشد که دارای تاریخی به قدمت بیش از 5 هزار سال بوده و از نادرترین شهرستان  بندر استارا  است که از تمدنی چند هزار ساله برخوردار می باشد . وجود  شهر  و قلعه باستانی شنیدان ( شیروان ) در حاجی امیری  حیران استارا و ساختمان قدیمی ریس حیاطی و مدرسه حكیم نظامی شهر آستارا و سنایی سیبلی در لوندویل  و کشف آثار متعددی از اشیاء و جامهای ارزنده طلا و نقره و برنز از این  شهرستان  ............که از شهرت جهانی برخوردار می باشد و اخیرا اقداماتی در جهت ثبت  شهر باستانی شنیدان و ساختمان ریس حیاطی گمرك  در فهرست میراث فرهنگی  ملی  صورت گرفته از مزیتهای تاریخی و منحصر به فرد شهرستان  بندر استارا  برای بهره مندی از منطقه آزاد تجاری و احیاء جاده ابریشم می باشد.
۸- موقعیت منطقه ای : استان  گیلان  با توجه به فقط از ز نظر زمینی  با جهان خارج  از طریق آستارا همرز است  و آذربایجان و اردبیل  نزدیك ترین  مرز زمینی و دریایی فقط از طریق آستارا با اروپا و جمهوری آذربایجان و قفقاز و روسیه و.. دارنند.. مناسبترین منطقه برای احداث مناطق آزاد و ویژه تجاری به حساب می آید . با توجه به این امر ، دولت ت ج ا ا برای اولین بار  در اولین در تاریخ گیلان در این استان موضوع احداث اولین منطقه آزاد تجاری در شمال  کشور - گیلان یعنی شهرستان  بندر انزلی  که از اهمیت به سزایی در اقتصاد استان برخوردار بوده و از مناطق مستعد و شایسته برای امر تجارت بود را در دستور کاری خویش قرار داد و اولین حرکت خویش را در جهت توسعه اقتصادی آن شهرستان و کل استان شروع نمود و چند سالی است منطقه انزلی  سكوی پیشرفت گیلان  شده است
 و امید می رود  دولت تدبیر  و امید ، ریشه بیکاری و فقر و محرومیت از آن نقطه از استان برچیده شود. این امر زمانی کامل خواهد شد که در غرب  استان گیلان هم مشابه همین منطقه احداث شود تا بخش دیگری از تجارت مناطق مرزی استان پوشش داده شود و در این میان شهرستان  آستارا  بر اساس آنچه که شرحش رفت مناسب ترین و شایسته ترین منطقه برای احداث منطقه آزاد تجاری به حساب می آید  و شهرستان های تالش و رضوانشهر  و شفت  و صومعه سرا و وفومن را از نظر پوشش خواهد داد و از طرفی نقطه وصل استانهای آذربایجان  و اردبیل به پنچ كشور همرز دریایی دریا خزر خواهد بود و آستارا تنها مرز زمینی گیلان به اروپا و جهان خارج است و با تاسیس منطقه ازاد آستارا ...شهرستانهای تالش و رضوانشهر و كلا غرب گیلان و استان اردبیل شكوفا خواهند شدوو..
۹- ارزش منطقه ای زمین : ارزش قیمت منطقه ای زمینهایی که جهت احداث منطقه آزاد تجاری در نظر گرفته میشود در این شهرستان در مقایسه با قیمت زمین در سایر نقاط استان از پایین ترین نرخها برخوردار می باشد و به همین دلیل امکان تملک زمین مورد نیاز برای احداث منطقه آزاد تجاری به سهولت امکان پذیر می باشد و برای دولت نیز بسیار مقرون به صرفه می باشد و  جنگلی و زمین های منابع طبیعی دربخش لوندویل و حتی بخش مر كزی بخوبی می شود بدون هزینه تصاحب كرد...
۱۰- از مهم‌ترین الزامات برای ایجاد و توسعه واقعی مناطق آزاد تجاری ، بررسی و انتخاب دقیق مدیران حرفه‌ای و اجرایی با توان مدیریت در سطوح بین‌المللی و آگاهی و تسلط به قوانین و مقررات سرمایه‌گذاری و تامین مالی و حقوق بین‌المللی است که خوشبختانه در بین شهروندان و هم استانیهای  گیلان چنین اشخاصی بوفور یافت میشوند و می توانند با قبول مسئولیت ، نسبت به اداره امور منطقه آزاد و پیشرفت و توسعه همه جانبه منطقه قدمهای بزرگی بردارند.
ختم کلام ؛ با توجه به اینکه مناطق آزاد به عنوان نقطه اتصال اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی و به عنوان مناطق پردازش و فرآوری کالا با هزینه کمتر و بهره‌وری بیشتر نسبت به سرزمین اصلی قلمداد میشود ، بایستی مورد حمایت جدی دولت قرار گرفته و نظر به توجیهاتی که به لحاظ سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، جغرافیایی ، تاریخی ، امنیتی ، فرهنگی و موقعیت مرزی در این نقطه از کشور وجود دارد شهرستان  آستارا یا  بخش لوندویل بهترین موقعیت را برای احداث و راه اندازی منطقه آزاد تجاری دارا می باشد و میتواند به عنوان پایانه صادراتی و وارداتی کالاها و خدمات در سطح استان و دیگر استانهای همجوار و..و منطقه نقش مهمی را ایفا نماید. در جهت تحقق این امر مهم اقتصادی که نویدبخش تحول بزرگ اقتصادی ، اجتماعی ، بازرگانی و فرهنگی در سطح منطقه خواهد بود پیگری مستمر ، تلاش ، کوشش ، هماهنگی و جدیت همه مسئولین ارشد استانی و شهرستانی بخصوص نماینده محترم ولی فقیه در استان ، استاندار  گیلان  ، نماینده مردم شهرستان  استارا  و تالش  و گیلان و حتی نماینده مردم شهرستانهای استان اردبیل  در مجلس شورای اسلامی ، امام جمعه ، فرماندار ، شوارای اسلامی شهر بخصوص  كیوان فتعلی زاده  و بهمن پریان و فرهاد محسنی  عضو شورای شهر استارا  و دكتر پور افقی  در شواری عالی استانها و نماینده شورای عالی استانها در کمیسیون اقتصادی مجلس ، مسئولین شهر ، نخبگان و فعالان اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی شهرستان و همه شهروندان  استارا و لوندویل  و بخصوص اهل قلم و اصحاب مطوبعات و.. را می طلبد تا با همدلی و هماهنگی همه ، این آرزوی دیرینه مردم شهرستان بندر استارا  محقق شده و بخشی از مشکلات بیکاری و مسائل و مشکلات شهرستان حل تا بدینوسیله بتواند از بیماری شوم محرومیت این شهرستان بندری و مرزی آستارا  نجات یابد.

نوشته : اا دارستانی ( دكتر محمد علی هالو )
dardnews.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:31  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
یک مرد پرتغالی با موفقیت توانست یک جزیره کوچک در دریاهای این کشور بخرد و آنجا را تبدیل به امپراطوری خودش کند.

در حالی که آمریکایی ها تمام قاره آمریکا را برای پیدا کردن زمینی می گردند تا در آنجا امپراطوری برپا کنند، «رناتو باروس» موفق به ایجاد کشوری برای خود در نزدیکی خانه اش شد. این مرد ۵۶ ساله توانست یک جزیره کوچک در بندر «فونچال» از توابع «مادیرا» خریداری و امپراطوری جدیدی پایه گذاری کند. آقای باروس حتی نامش را به مانند شاهان به «پرنس رناتو» تغییر داده است.
 

 
یک جزیره کوچک تبدیل به کشور شد +تصاویر

 
در امپراطوری پرنس رناتو فقط یک خانه یک خوابه وجود دارد که به همراه وی همسر و دخترش نیز زندگی می کنند. این معلم نقاشی حرفه ای حالا در سرزمینش دارای نقش های متعددی مانند پلیس، باغبان، سرپرست و عضو خانواده سلطنتی نیز هست.
 

 
یک جزیره کوچک تبدیل به کشور شد +تصاویر

 
داشتن سرزمین مستقل رویای آقای باروس بود که بالاخره محقق شد و حالا او می خواهد برای سرزمین کوچکش یک پرچم و سرود ملی انتخاب کند و به قول خودش آنقدر قدرت دارد که می تواند هر زمان که دلش خواست آنها را تغییر دهد.
 
پرنس رناتو ۱۴ سال پیش برای خرید این جزیره شانسش را امتحان کرد. درست زمانی که یک خانواده ثروتمند بریتانیایی می خواستند این جزیره را به قیمت ۳۱ هزار دلار (106 میلیون تومان) بفروشند چون هیچ استفاده ای از آن نمی کردند. وقتی آقای باروس از این موضوع خبردار شد تصمیم گرفت این جزیره را از آنها بخرد اما مشکل بزرگ این بود که او هیچ پولی نداشت.
 

 
یک جزیره کوچک تبدیل به کشور شد +تصاویر

 
اما او با تلاش فراوان و فروش اموال و روی هم ریختن پس اندازهایش اقدام به خرید این جزیره کوچک کرد. با اینکه همه به عقل باروس شک داشتند اما وی به کارش مطمئن بود و به تلاشش تا خرید جزیره ادامه داد.
   
بعد از خریداری جزیره باروس به فرماندار مادیرا پیامی فرستاد و خود را به عنوان حاکم این کشور همسایه معرفی کرد اما فرماندار مادیرا وی را تهدید به قطع برق جزیره اش کرد مگر اینکه جزیره اش را به دولت بازگرداند. اما باروس  خودش را حاکمی صلح طلب معرفی کرد که به هیچ پولی نیاز ندارد. او می گوید به زودی با استفاده از پانل های خورشیدی و آسیاب های بادی کوچک برق مورد نیازش را تولید می کند و حتی شاید در آینده از آب اقیانوس نیز برای تولید برق استفاده کند.
 

یک جزیره کوچک تبدیل به کشور شد +تصاویر

حالا رناتو باروس بسیار امیدوار است بتواند کشورش را ثبت کند. چون به نظرش هیچ قانونی وجود ندارد که بتواند مانع وی شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:30  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
شهلا صلح‌جو، نخستین زن ستاره‌شناس ایران است. او در دوره‌ای معاون رصدخانه ابوریحان بیرونی بود.
 
مجله زن روز در ۱۲ آذر ۱۳۵۶، در گزارشی درباره او نوشت: «شیرازی‌ها درباره این زن دانشمند و همشهری خودشان با افتخار می‌گویند: او تنها زنی است که شب‌ها ناز ستاره‌ها را به جان می‌خرد، خود نمی‌خوابد، اما برای ستاره‌ها لالایی می‌خواند!»
 
صلح‌جو ستاره‌شناسی را حرفه‌ای ایده‌آل برای زنان می‌دانست و می‌گفت: «وقتی پشت تلسکوپ می‌نشینم و به ستاره‌ها چشم می‌دوزم، عظمت آفرینش و کیهان، چشم و دلم را خیره می‌سازد.»
 
عکس‌های زیر، او را در مقابل تلسکوپ ۱۴ اینچی و دومی ۵۱ اینچی و در حال اداره کوچک‌ترین کلاس دانشگاه شیراز با سه دانشجو نشان می‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:30  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   | 
محمدمهدی زاهدی کرمان / راور کرمان
علی‌اصغر زارعی تهران / ری /
شمیرانات / اسلامشهر تهران
جواد هروی خراسان جنوبی
عباس مقتدایی اصفهان اصفهان
علیرضا سلیمی محلات / دلیجان مرکزی
قاسم جعفری بجنورد / مانه / سملقان /
جاجرم / گرمه خراسان شمالی
قاسم احمدی‌لاشکی چالوس مازندران
اسفندیار اختیاری زرتشتیان تهران
فرهاد بشیری پاکدشت تهران
غلامعلی حدادعادل تهران / ری /
شمیرانات / اسلامشهر تهران
کارن خانلری مسیحیان ارمنی شمال ایران تهران
ابوالقاسم خسروی‌سهل‌آبادی مه ولات / زاوه خراسان رضوی
حجت‌الله درویش‌پور ایذه / باغملک خوزستان
عطاءالله سلطانی‌صبور رزن همدان
رضا صابری آزادشهر / رامیان گلستان
زهره طبیب‌زاده نوری تهران / ری /
سیدمحمدباقر عبادی بیرجند / درمیان خراسان جنوبی
عبدالوحید فیاضی نور و محمود آباد مازندران
مهدی کوچک‌زاده تهران / ری /
شمیرانات / اسلامشهر تهران
جبار کوچکی‌نژاد ارم ساداتی رشت گیلان
علیرضا منادی‌سفیدان آذرشهر / اسکو آذربایجان شرقی
علیرضا منظری‌توکلی بافت / رابر / ارزوئیه کرمان
می‌رقسمت موسوی‌اصل گرمی اردبیل
سید محمود نبویان تهران / ری /
شمیرانات / اسلامشهر تهران
محمود نگهبان‌سلامی خواف و رشتخوار خراسان رضوی
عبدالرضا عزیزی شیروان خراسان شمالی
حسین طلا اجتماعی تهران / ری /
شمیرانات / اسلامشهر تهران
فرج‌الله عارفی اجتماعی جیرفت کرمان
سیدامیرحسین قاضی‌زاده هاشمی مشهد / کلات خراسان رضوی
محمداسماعیل سعیدی آذرشهر / اسکو آذربایجان شرقی
عباس قائیدرحمت درود / ازنا /لرستان
شهروز افخمی ملکان/ آذربایجان شرقی
سیدمحمدمهدی پورفاطمی دشتی / تنگستان بوشهر
مجتبی رحماندوست ری / تهران
ضرغام صادقی شیراز فارس
عباس صلاحی تفرش / آشتیان مرکزی
ایرج عبدی خرم‌آباد / دوره لرستان
محسن علیمردانی طارم زنجان
مهدی عیسی‌زاده میاندوآب / شاهین دژ / تکاب آذربایجان غربی
ناصر کاشانی زاهدان سیستان و بلوچستان
علیرضا محجوب تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر/ تهران
سالار مرادی سنندج / دیوان دره کردستان
عبدالرضا مصری کرمانشاه کرمانشاه
حسین مظفر تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر/ تهران
ارسلان فتحی‌پور خداآفرین / بخش هوراند/ آذربایجان شرقی
روح‌الله بیگی ئیلانلو میاندوآب / شاهین دژ / تکاب آذربایجان غربی
محمدرضا پورابراهیمی راور/ کرمان
محمد علی‌پور اقتصادی ماکو / چالدران
پلدشت / شوط آذربایجان غربی
محمدسعید اربابی ایرانشهر / سرباز / دلگان / فنوج /لاشار / بنت / آشار/سیستان و بلوچستان
ابراهیم نکو رباط کریم / بهارستان/ تهران
عثمان احمدی آذربایجان غربی
مهناز بهمنی آذربایجان شرقی
محمد حسن‌نژاد جلفا/ آذربایجان شرقی
محمدحسین حسین‌زاده بحرینی مشهد / کلات/استان خراسان رضوی
عطاءالله حکیمی رودبار گیلان
حمیدرضا خصوصی ثانی صومعه سرا/ گیلان
محمد رجایی باغ‌سیایی گناباد / بجستان/ خراسان رضوی
عبدالکریم رجبی مینودشت / کلاله /مراوه تپه / گالیکش گلستان
رحیم زارع آباده / بوانات/ فارس
محمود شکری تالش / رضوانشهر گیلان
غلامحسین شیری علی‌آبادی هشترود / چاراویماق/ آذربایجان شرقی
محسن صرامی فروشانی اقتصادی خمینی شهر/ اصفهان
ناصر عاشوری قلعه‌رودخانی فومن / شفت/ گیلان
امید کریمیان مریوان / سروآباد کردستان
محمدعلی مددی میانه/ ذربایجان شرقی
سید ناصر موسوی لارگانی فلاورجان اصفهان
سیدمحمدحسین می‌رمحمدی گلپایگان / خوانسار اصفهان
ایرج ندیمی لاهیجان گیلان
سیدجلال یحیی‌زاده فیروزآبادی تفت / میبد یزد
علاءالدین بروجردی رئیس بروجرد لرستان
سیداحمدرضا دستغیب شیراز/ فارس
منصور حقیقت‌پور امنیت ملی و سیاست خارجی اردبیل / نمی‌ن / نیر / سرعین اردبیل
سیدحسین نقوی حسینی ورامین / پیشوا/ تهران
محمدحسن آصفری راک / کمیجان / خنداب (مرکزی)
سیدباقر حسینی زابل / زهک / هیرمند (سیستان و بلوچستان)
محمد آشوری تازیانی بندرعباس / قشم / ابوموسی /حاجی آباد / خمیر (هرمزگان)
ابراهیم آقامحمدی خرم آباد / دوره (لرستان)
وحید احمدی کنگاور / صحنه / هرسین (کرمانشاه)
محمد اسماعیلی زنجان / طارم (زنجان)
احمد بخشایش اردستانی اردستان/ (اصفهان)
کاظم جلالی شاهرود/ (سمنان)
محمد صالح جوکار یزد / صدوق (یزد)
جواد جهانگیرزاده ارومیه (آذربایجان غربی)
فتح‌الله حسینی قصرشیرین / سرپل ذهاب / گیلانغرب (کرمانشاه)
عوض حیدرپور شهرضائی شهرضا / دهاقان (اصفهان)
حجت‌الله خدائی سوری دلفان / سلسله (لرستان)
مهدی دواتگری عجب شیر/ (آذربایجان شرقی)
حسین سبحانی‌نیا نیشابور / فیروزه (خراسان رضوی)
مهدی سنائی (استعفا داد) نهاوند/ (همدان)
نوذر شفیعی ممسنی / رستم/ (فارس)
هادی شوشتری قوچان / فاروج (خراسان رضوی)
سیاست خارجی ایلام / ایوان / چرداول/ (ایلام)
حسن کامران دستجردی اصفهان/ (اصفهان)
جواد کریمی قدوسی مشهد / کلات (خراسان رضوی)
اسماعیل کوثری تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
محمدرضا محسنی‌ثانی سبزوار / جفتای / جوین / خوشاب (خراسان رضوی)
عباسعلی منصوری آرانی کاشان / آران و بیدگل/ (اصفهان)
صفر نعیمی رز آستارا/ گیلان/ (گیلان)
مسعود می‌رکاظمی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
ناصر سودانی اهواز / حمیدیه / بخش باوی خوزستان
علی مروی نیشابور / فیروزه/ خراسان رضوی
حسین امیری خامکانی زرند / امیریه/ (کرمان)
سیدحسین دهدشتی آبادان/ (خوزستان)
موسی احمدی بوشهر
حبیب آقاجری بندرماهشهر، امیدیه و هندیجان (خوزستان)
محمدسعید انصاری عضو آبادان/ (خوزستان)
سیدهاشم بنی‌هاشمی چهارم مشهد / کلات (خراسان رضوی)
شمس‌الله بهمئی رامهرمز / رامشیر/ (خوزستان)
روبرت بگلریان مسیحیان ارمنی جنوب ایران (اصفهان)
عبدالله تمیمی شادگان/ (خوزستان)
جلیل جعفری بنه‌خلخال خلخال / کوثر / (اردبیل)
عبدالکریم جمیری بوشهر / گناوه / دیلم / (بوشهر)
سیدسعید حیدری طیب کرمانشاه/ (کرمانشاه)
سیدحسین ذوالانوار شیراز/ (فارس)
احمد سجادی فریمان / سرخس /بخشهای احمد آباد و رضویه/ (خراسان رضوی)
جواد سعدون‌زاده آبادان/ (خوزستان)
امیرعباس سلطانی بروجن/ (چهارمحال و بختیاری)
نادر فریدونی فیروزآباد / فراشبند / قیر و کارزین/ (فارس)
ابراهیم کارخانه همدان / فامنین/ (همدان)
سیدموسی موسوی لامرد / مهر/ (فارس)
سیدمهدی موسوی‌نژاد دشتستان/ (بوشهر)
حسین نجابت تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
غلامرضا مصباحی مقدم تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
غلامرضا تاجگردون گچساران / باشت/ (کهکیلویه و بویراحمد)
هادی قوامی اسفراین/ (خراسان شمالی)
غلامرضا کاتب گرمسار سمنان
غلامرضا اسداللهی تربت‌جام / تایباد / باخزر خراسان رضوی
محمد سقائی نیریز / استهبان / (فارس)
علی‌محمد احمدی دهلران / دره شهر/ (ایلام)
عیسی امامی گرگان / آق قلا/ (گلستان)
احمد امیرآبادی فراهانی قم/ (قم)
محمدرضا تابش اردکان/ (یزد)
احمد توکلی تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
موسی‌الرضا ثروتی بجنورد / مانه / سملقان / جاجرم / گرمه خراسان شمالی
غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی رشت گیلان
اسماعیل جلیلی مسجدسلیمان / لالی / هفتکل / اندیکا/ خوزستان
حسینعلی حاجی دلیگانی شاهین شهر / می‌مه / برخوار/ اصفهان
شهباز حسن‌پور بیگلر سیرجان / بردسیر/ کرمان
محمدحسن دوگانی آغچغلو فسا/ فارس
رجب رحمانی تاکستان/ (قزوین)
محمدمهدی رهبری رودسر / املش/ گیلان
سیدسعید زمانیان دهکردی شهرکرد/ چهارمحال و بختیاری
رضا عبداللهی ماهنشان / ایجرود / دهستانهای بوغداکندی و قلتوق/ زنجان
محمدعلی عبدالله‌زاده فردوس / سرایان /طبس / بشرویه/ (خراسان جنوبی)
محمدقسیم عثمانی بوکان/ (آذربایجان غربی)
قاسم عزیزی شازند/ (مرکزی)
جعفر قادری شیراز/ (فارس)
الیاس نادران تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
مقداد نجف نژاد بابلسر / فریدونکنار/ مازندران
سیدعبدالکریم هاشمی نخل‌ابراهیمی میناب / رودان / جاسک /سیریک / بشاگرد (هرمزگان)
عزت‌الله یوسفیان ملا عضو آمل (مازندران)
حسینعلی شهریاری رئیس زاهدان (سیستان و بلوچستان)
علی کائیدی پلدختر (لرستان)
حسن تأمینی لیچائی رشت (گیلان)
سلیمان عباسی گنبدکاووس (گلستان)
محمدجواد نظری‌مهر کردکوی / ترکمن /بندرگز / گمیشان (گلستان)
احمد آریائی‌نژاد ملایر/ (همدان)
مسعود پزشکیان تبریز / آذرشهر / اسکو (آذربایجان شرقی)
رسول خضری پیرانشهر / سردشت (آذربایجان غربی)
عبدالرحمان رستمیان دامغان/ (سمنان)
حلیمه عالی زابل / زهک / هیرمند (سیستان و بلوچستان)
حمیدرضا عزیزی فارسانی اردل / فارسان (چهارمحال و بختیاری)
عابد فتاحی ارومیه/ (آذربایجان غربی)
محمدحسین قربانی آستانه اشرفیه (گیلان)
شاهین محمدصادقی کازرون (فارس)
سید علیرضا مرندی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
سیامک مره‌صدق کلیمیان/ (تهران)
نعمت‌الله منوچهری پاوه / جوانرود / ثلاث باباجانی / روانسر (کرمانشاه)
شهلا می‌رگلوی بیات بهداشت و درمان ساوه / زرندیه (مرکزی)
مراد هاشم‌زهی نهبندان / سربیشه (خراسان جنوبی)
امیر خجسته همدان / فامنین/ (همدان)
محمدجواد کولی‌وند کرج/ (البرز)
محمدابراهیم رضایی خمین (مرکزی)
دخیل‌عباس زارع‌زاده مهریزی مهریز / بافق/ (یزد)
فاطمه آلیا تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
سید محمدحسن ابوترابی‌فرد تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
علی اردشیر لاریجانی قم (قم)
سیدعیسی دارایی اندیمشک/ خوزستان
علیرضا زاکانی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
سیدرمضان شجاعی کیاسری ساری/ (مازندران)
رضا رحمانی تبریز / آذرشهر / اسکو (آذربایجان شرقی)
عزیز اکبریان کرج (البرز)
محمدرضا خان‌محمدی ابهر / خرمدره (زنجان)
روح‌الله عباس‌پور بوئین زهرا (قزوین)
الیاس طاهری اقلید (فارس)
سیدمحمد بیاتیان بیجار (کردستان)
داریوش اسماعیلی سروستان / کوار / خرامه (فارس)
مهرداد بذرپاش تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر/ (تهران)
محسن بیگلری سقز / بانه (کردستان)
کمال‌الدین پیرمؤذن اردبیل / نمی‌ن / نیر / سرعین (اردبیل)
ابوالقاسم جراره بندرعباس / قشم / ابوموسی / حاجی آباد / خمیر هرمزگان
مؤید حسینی صدر خوی / (آذربایجان غربی)
سیدشریف حسینی اهواز / باوی (خوزستان)
سیدهادی حسینی قائم شهر / سوادکوه / جویبار (مازندران)
الله‌وردی دهقانی ورزقان / خاروانای آذربایجان شرقی
غلام‌محمد زارعی بویراحمد / دنا/ (کهگیلویه و بویراحمد)
رمضانعلی سبحانی‌فر سبزوار / جفتای /جوین / خوشاب/ خراسان رضوی
محمد سلیمانی صنایع و معادن تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
علی علی‌لو شبستر (آذربایجان شرقی)
حسین فتاحی شهربابک (کرمان)
حمیدرضا فولادگر اصفهان (اصفهان)
نادر قاضی‌پور ارومیه (آذربایجان غربی)
حسین گروسی شهریار / قدس / ملارد (تهران)
مجید منصوری بیدکانی لنجان/ اصفهان
علی‌اکبر ناصری صنایع و معادن/ باب (مازندران)
بهروز نعمتی اسدآباد/ (همدان)
سیدعنایت‌الله هاشمی سپیدان (فارس)
علی‌اکبر آقایی مغانجوقی سلماس آذربایجان غربی
محمدرضا رضایی کوچی عمران/ جهرم (فارس)
احمدعلی مقیمی بهشهر / نکا / گلوگاه (مازندران)
مهرداد بائوج لاهوتی سخنگو عمران لنگرود (گیلان)
حمیدرضا پشنگ خاش / بخشهای نصرت‌آباد و می‌رجاوه و کورین سیستان و بلوچستان
محمدابراهیم محبی کرمانشاه
منصور آرامی بندر عباس / قشم / ابوموسی / حاجی‌آباد / خمیر/ (هرمزگان)
نبی‌الله احمدی داراب / زرین شهر (فارس)
یوناتن بت‌کلیا تهران
احمد جباری بندر لنگه / بستک / (پارسیان هرمزگان)
مجید جلیل سرقلعه لردگان (چهارمحال و بختیاری)
علی‌نعمت چهاردولی ملایر (همدان)
عبدالکریم حسین‌زاده نقده / اشنویه (آذربایجان غربی)
سیدبهلول حسینی میانه (آذربایجان شرقی)
حسن خسته‌بند بندر انزلی (گیلان)
علیرضا خسروی سمنان / مهدی‌شهر / سرخه (سمنان)
محمد دامادی ساری/ (مازندران)
سیداحسن علوی عضو دیواندره (کردستان)
کمال علی‌پور خنکداری قائمشهر / سوادکوه / جویبار (مازندران)
محمدحسین فرهنگی عضو تبریز / آذرشهر / اسکو (آذربایجان شرقی)
عباس فلاحی باباجان اهر / هریس (آذربایجان شرقی)
محمد فیروزی نطنز / بخش قمصر (اصفهان)
حامد قادرمزی قروه / دهگلان (کردستان)
حسین محمدزاده درگز (خراسان رضوی)
سیدمهدی هاشمی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
مرتضی آقاتهرانی تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
احمد سالک اصفهان (اصفهان)
بیژن نوباوه‌وطن نایب رئیس دوم فرهنگی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
سیدعلی‌محمد طاهری گرگان / آق قلا (گلستان)
لاله افتخاری تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
محمد باقری بناب (آذربایجان شرقی)
رضا آشتیانی قم (قم)
نصرالله پژمان‌فر مشهد / کلات (خراسان رضوی)
جمشید جعفرپور لارستان / خنج / گراش (فارس)
سیدمرتضی حسینی قزوین / آبیک / البرز/ (قزوین)
مفید کیائی‌نژاد ساوجبلاغ / نظرآباد / طالقان (البرز)
علی مطهری تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
الهیار ملکشاهی کوهدشت (لرستان)
سیدحمیدرضا طباطبایی نائینی نایین / خور و بیابانک (اصفهان)
محمد رزم نایب کرمانشاه (کرمانشاه)
محمدعلی اسفنانی می‌اندشت / فریدونشهر / / فریدن /چادگان (اصفهان)
می‌رهادی قره‌سید رومیانی تبریز / آذرشهر / اسکو (آذربایجان شرقی)
ابوالفضل ابوترابی نجف آباد / تیران و کرون (اصفهان)
نیره اخوان اصفهان (اصفهان)
علی جلیلیان اسلام آباد غرب (کرمانشاه)
محمد دهقانی نقندر چناران (خراسان رضوی)
موسی غضنفرآبادی بم / ریگان / فهرج / نرماشیر/ (کرمان)
سیدمحمدعلی موسوی خدابنده (زنجان)
عباس رجایی اراک / کمیجان / خنداب (مرکزی)
محمد اسماعیل‌نیا کاشمر / بردسکن / خلیل آباد (خراسان رضوی)
ناصر صالحی‌نسب دشت آزادگان / هویزه (خوزستان)
عباس پاپی‌زاده بالنگان دزفول (خوزستان)
سیدعلی‌محمد بزرگواری کهکیلویه / بهمنی / چرام (کهکیلویه و بویراحمد)
سیدمحمد سادات ابراهیمی شوش‌تر / گتوند (خوزستان)
یونس اسدی مشکین شهر (اردبیل)
محمدرضا امیری کهنوج کهنوج / منوجان / رودبارجنوب / قلعه گنج / فاریاب کرمان
علی ایران‌پور مبارکه (اصفهان)
حبیب برومند داشقاپو پارس آباد / بیله سوار (اردبیل)
محمدمهدی برومندی عضو مرودشت (فارس)
بهرام بیرانوند بروجرد (لرستان)
محمدتقی توکلی الیگودرز (لرستان)
یعقوب جدگال چابهار / نیک شهر / کنارک (سیستان و بلوچستان)
عبدالله سامری خرمشهر (خوزستان)
محمدباقر شریعتی کشاورزی، آب و منابع طبیعی بهبهان (خوزستان)
سکینه عمرانی سمیرم (اصفهان)
سیدشکرخدا موسوی اهواز / باوی (خوزستان)
هدایت‌الله می‌رمرادزهی سراوان / سیب / سوران / زابلی (سیستان و بلوچستان)
رحمت‌الله نوروزی علی آباد (گلستان)
غلامرضا نوری قزلجه بستان اباد (آذربایجان شرقی)
سیدراضی نوری شوش (خوزستان)
حسین نیازآذری بابل (مازندران)
محمدعلی پورمختار بهار / کبودرآهنگ (همدان)
داوود محمدی قزوین / آبیک / البرز (قزوین)
فاطمه رهبر تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
مصطفی افضلی‌فرد اردبیل / نمی‌ن / نیر / سرعین (اردبیل)
حسین آذین رفسنجان / انار (کرمان)
محمدرضا باهنر تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
روح‌الله حسینیان تهران / ری / شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
حمید رسایی تهران / ری /شمیرانات / اسلامشهر (تهران)
محمدمهدی مفتح (می‌ان‌دوره) تویسرکان / همدان
عمران علیمحمدی (می‌ان‌دوره‌) ایلام / ملکشاهی / ایوان /شیروان و چرداول / مهران (ایلام)
شمس‌الله شریعت‌نژاد (می‌ان‌دوره) تنکابن / رامسر / عباس آباد (مازندران)
حمیدرضا مشهدی عباسی (می‌ان‌دوره‌) دماوند / فیروزکوه (تهران)

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:29  توسط سالار ملی/ دکتر توکلی   |